سوال کلیدی این نیست که "چه نوع هایی وجود دارند" بلکه "آنچه واقعاً مورد نیاز است" است. برای اکثر پروژه ها، پاسخ پس از درک چند عامل مشخص می شود.
با موقعیت مکانی شروع کنید
علیرغم اساسی بودن، برخی پروژه ها پنل های OLED را برای نصب در فضای باز مشخص می کنند. OLED در شرایط بهینه تقریباً 800 نیت دارد. برنامه های کاربردی در فضای باز به حداقل 3000+ نیت برای رقابت با نور خورشید و 5000 نیت برای دید قوی نیاز دارند. این قلمرو LED است.
محیط های داخلی ساده هستند: 500 نیت، بدون ضد آب و هوا، متناسب با بودجه را انتخاب کنید. برنامه های نیمه-در فضای باز-مانند پشت ویترین فروشگاه-میانه راه را ارائه می دهند. عایق رطوبتی IP65 غیر ضروری است زیرا شیشه محافظت می کند، اما روشنایی بالا به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید ضروری است.

برای نصب در فضای باز در آب و هوای سرد، محدوده دمای عملیاتی حیاتی است. پانل های تجاری استاندارد در حدود -10 درجه خراب می شوند. تجهیزات درجه بندی شده برای -30 درجه برای جلوگیری از تماس خدمات در ماه های زمستان ضروری است.
سوال فناوری نمایشگر

اجازه دهید صادقانه بگویم: LCD احتمالاً 80٪ از آنچه مردم واقعاً نیاز دارند را کنترل می کند. این هوندا سیویک علامت دیجیتال است-هیجانانگیز نیست، هیچ کس درباره آن لاف نمیزند، اما کار را انجام میدهد و بودجه شما را برای استفاده در داخل ساختمان خالی نمیکند. QLED یک فیلم نقطه کوانتومی برای رنگهای بهتر اضافه میکند، و تا زمانی که آثار هنری یا عکاسی مد{5} را به نمایش نمیگذارید، آنقدر تفاوت را برای توجیه هزینه متوجه نخواهید شد.
LED جایی است که همه چیز جالب می شود، و همچنین جایی که من شاهد بیشترین هدر رفتن پول بوده ام. مردم "LED" را می شنوند و فکر می کنند که به طور خودکار بهتر است. این نیست-متفاوت است. زمانی که LCD از نظر فیزیکی نمی تواند آنچه را که می خواهید انجام دهد، به LED نیاز دارید: روشنایی فضای باز که در واقع با نور خورشید مقابله می کند، یا دیوارهای ویدئویی بدون درز عظیم که حتی قاب های 0.88 میلی متری آن را از بین می برد. موضوع Pixel Pitch همه را گیج می کند. P1.5 برای لابی شرکتی که افراد در فاصله 2 متری آن می ایستند. P4 یا P6 برای تماشای خیابان. P10 برای بزرگراه ها. من مشتریانی را که مشخصات P1.2 را برای یک بیلبورد در 50 متری جاده مشاهده کردهام{16}}تلف کردن کامل پولی که به هر حال چشم هیچکس نمیتواند آن را درک کند.


OLED فوق العاده است، گران است و اگر همان لوگو را به مدت 8 ساعت در روز در گوشه ای نشان دهید، می سوزد. مشکی واقعی، کنتراست شگفت انگیز، می توانید آن را منحنی کنید یا شفاف کنید. پرچمدارهای لوکس خردهفروشی، موزهها با نمایشگاههای در حال چرخش، تأسیسات هنری-که قلمرو OLED است. تابلوهای منو؟ مطلقا نه. من یک بار رستورانی را دیده ام که این را امتحان کرده است. شش ماه بعد، حتی زمانی که صفحه نمایش خاموش بود، میتوانید «SPECIALS» را به عنوان یک تصویر روح بخوانید.
E{0}}جوهر به ندرت در مکالمات ظاهر می شود، که مایه شرمساری است زیرا برای استفاده درست، هیچ چیز دیگری به شما نزدیک نمی شود. برنامه های توقف اتوبوس تابلوهای اتاق جلسه برچسبهای قفسه الکترونیکی{4}}هما در چین این برچسبها را در فروشگاههای خود عرضه کردند. هنگامی که تصویر تنظیم میشود، تقریباً{6}}نزد صفر، در نور مستقیم خورشید کاملاً خوانده میشود. اما مثل اینکه در حال تماشای خشک شدن رنگ هستید، تازه می شود، بنابراین ویدیو یا هر چیز پویا قابل بحث نیست.

فرافکنی من به طور خلاصه ذکر می کنم زیرا کسی همیشه می پرسد. این واقعاً مقوله خودش است-بیشتر برای تاسیسات غوطه ور در موزه یا تجربیات مراکز خرید تا آنچه بیشتر مردم از "علائم" منظور می کنند. به تاریکی نیاز دارد، به فاصله پرتابی نیاز دارد، نیاز به نگهداری دارد. شاید در 10 درصد پروژه ها واقعاً جواب درست باشد.
فاکتورهای فرم و لمس
دیوارهای ویدئویی: LCD دارای حاشیه است، LED ندارد. تصمیم همین است. اگر عبور از مرزهای پانل چهره برای شما عجیب به نظر می رسد، برای LED بودجه اختصاص دهید.
واحدهای مستقل به دلیل انعطافپذیری-رویدادها، پاپآپهای خردهفروشی{1}}در هر جایی که نمیخواهید دیوارها را سوراخ کنید کمتر ارزیابی میشوند. نسخههای-دو طرفه در پیادهروها به طرز شگفتآوری خوب کار میکنند.

نمایشگرهای سقفی-در فرودگاهها و خردهفروشیهای بزرگ با سقفهای بلند منطقی هستند، فقط به یاد داشته باشید که هر تماس خدماتی نیاز به آسانسور دارد.
نمایشگرهای شفاف لحظاتی را سپری می کنند. سه طعم وجود دارد: ال سی دی شفاف نمی تواند سفید را نشان دهد (محدودیت عجیبی است، اما وجود دارد)، OLED شفاف تمام رنگ را نشان می دهد اما به اندازه کافی برای فضای باز روشن نیست، LED شفاف در حال حاضر برای ویترین فروشگاه ها برنده است. فروشگاه های پرچمدار NIO و اپل از این موارد استفاده می کنند.
نوارهای قفسه-که جایگزین برچسبهای قیمت کاغذ میشوند از نظر تئوری عالی به نظر میرسند-اقتصاد در مقیاس کار میکند-اما سردردهای یکپارچهسازی باطن، پذیرش را کندتر از آنچه پنج سال پیش همه پیشبینی میکردند نگه داشته است.
در تماس: در صورت نیاز آن را اضافه کنید، زمانی که نیاز ندارید از آن بگذرید. نمایشگرهای غیرتعاملی چیزهای کمتری دارند که ممکن است خراب شوند. برای کاربردهای تعاملی، لمس خازنی احساس بهتری دارد اما از دستکش متنفر است و در اندازه های بزرگ گران می شود. مقیاس مادون قرمز بزرگتر است، با دستکش کار می کند، هزینه کمتری دارد، اما قاب ها با گذشت زمان گرد و غبار را جمع می کنند و شروع به از دست دادن لمس می کنند. آب و هوای سرد پیش فرض مادون قرمز است زیرا مردم دستکش می پوشند.
تعامل ژست به دلایل بهداشتی لحظه کووید خود را داشت. از نظر فنی خوب کار میکند، اما کاربران واقعی را تماشا کنید-بعضیها فوراً آن را دریافت میکنند، برخی دیگر به سمت صفحه دست تکان میدهند که انگار در حال تاکسی هستند بدون اینکه بدانند چه اتفاقی دارد میافتد.
راستش؟ کدهای QR و NFC برای عملکرد "بیشتر بیاموزید" بیشتر اوقات تعامل با صفحه نمایش بزرگ{0}} را شکست می دهند. مردم به گوشی های خودشان اعتماد دارند.
هوش مصنوعی{0}}تشخیص جمعیتشناختی را برای نمایش محتوای هدفمند به زیبایی در ارائههای فروش تقویت میکند. در دنیای واقعی، شما در حال جمعآوری دادههای شخصی و پیمایش GDPR، CCPA، و هر آنچه که مقررات محلی شما اضافه میکند، هستید. قبل از اینکه تیم فروش متعهد به آن شود، با قانون تماس بگیرید.
فرآیند تصمیم گیری
در عمل: بودجه تقریباً نیمی از گزینه های موجود را حذف می کند. مکان گزینه های اضافی را حذف می کند. انتخابهای باقیمانده معمولاً به یک یا دو مسیر قابل اجرا محدود میشوند و پس از آن مقایسه فروشنده و اصلاح مشخصات انجام میشود.

چالش اصلی عدم انتخاب بین LCD و LED است. چالشهای بزرگتر شامل توسعه استراتژی محتوای مؤثر، انتخاب راهحلهای مناسب CMS، برنامهریزی دسترسی تعمیر و نگهداری، و برآورد دقیق هزینههای نصب است.