این سوال به طور مداوم در صنعت مطرح می شود. تقریباً هر بار، شخصی که سؤال می کند، به اشتباه به آن نزدیک می شود.
سوالی که پرسیده می شود این است که کیوسک را در کجا می توان قرار داد؟ انگار یک تکه مبلمان است که نیاز به مکان دارد. این رویکرد معکوس است. سوال درست این است: کجا یک کیوسک واقعاً معنی دارد-نه به عنوان یک ویژگی تکمیلی، بلکه به عنوان تنها گزینه معقول؟
بسیاری از مردم تصدیق نمی کنند: اکثر استقرار کیوسک ها شکست می خورند. هیچ داده سختی در این مورد وجود ندارد، اما کسانی که به اندازه کافی در این صنعت بوده اند، تایید خواهند کرد. در هر-هتل میانی یا ساختمان دولتی، صفحه نمایش لمسی گران قیمتی وجود دارد که گرد و غبار را در گوشه ها جمع می کند، صفحه هایی که روی پیام های خطا منجمد شده یا کاملاً خاموش هستند. شخصی یک سفارش خرید شش رقمی-برای آنها تأیید کرد.
با آنچه در واقع کار می کند شروع کنید
ورود{0}}در فرودگاه نمونه کتاب درسی است. مسافران باید به هر حال در فرودگاه باشند. فرآیند کاملاً قطعی است-انتخاب پرواز، انتخاب صندلی، تأیید، چاپ. هیچ کس "فقط در حال مرور" در چک-در کیوسک نیست. و کارت پرواز و برچسب چمدان نیاز به چاپ دارند. تلفن ها نمی توانند این کار را انجام دهند. دوره
خطوط هوایی به طور فزایندهای از فناوریهای{0}خود خدماتی (SST) برای ارائه مدلهای خدمات کارآمدتر استفاده میکنند. در سال 2007، انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی برنامه سفر سریع را با هدف افزایش کارایی عملیاتی برای فرودگاه ها و شرکت های حمل و نقل راه اندازی کرد. این ابتکار شامل پیشرفتهایی در چندین نقطه تماس، از جمله چک مسافر-، پردازش چمدان، احراز هویت سند، مدیریت رزرو، روشهای سوار شدن، و بازیابی چمدان گمشده است. نقل قول-https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC11471516/

در اینجا الگویی وجود دارد که ارزش بیرون کشیدن دارد. حضور فیزیکی -قابل مذاکره-است. کاربران در حال حاضر آنجا هستند. این را نمی توان از روی نیمکت انجام داد. فرآیند کاملا استاندارد است. بدون قضاوت، بدون "اجازه دهید با مدیرم چک کنم." و کاربر از قبل می داند که چه می خواهد. نه مرور، نه کاوش-فقط اجرا.
در اینجا یک مثال ضد- وجود دارد که این منطق را پیچیده می کند: راهنمای نمایشگاه. موزهها از کیوسکها حمایت میکردند{2}}عمق محتوای نامحدود، بسیار بیشتر از هر پلاک فیزیکی. این به هر سه معیار برخورد می کند. کاربران آنجا هستند، فرآیند ساده است، آنها می دانند که به چه اثر هنری نگاه می کنند.
سپس کدهای QR و برنامه های موزه اتفاق افتاد. اکنون بازدیدکنندگان همه چیز را در تلفن های خود اسکن می کنند و در حین راه رفتن با خود حمل می کنند. کیوسک گم شد
بنابراین عنصر چهارمی وجود دارد که مردم فراموش می کنند: کیوسک باید کاری را انجام دهد که تلفن نمی تواند. معمولاً این به معنای سختافزار-چاپ، اسکن، خواندن کارتها، توزیع چیزی فیزیکی است. اگر کل تعامل فقط ضربه زدن روی صفحه نمایش برای دریافت اطلاعات باشد، دلیلی وجود ندارد که کسی فقط از تلفن خود استفاده نکند.
کیوسک های موزه هنوز چه زمانی برنده هستند؟ وقتی صفحه نمایش بزرگ تجربه است. دیدن جزئیات هنری{1}}با وضوح بالا در تلفن غیرممکن است. ویدیوی همهجانبه که تاثیر خود را در 6 اینچ از دست می دهد. بازی های تعاملی با لمس و دستکاری. اما برای متن خالص؟ گوشی برنده شد
چیز مک دونالد

سفارش دادن فست فود-مک دونالد به طور خاص-چیزی غیرمنتظره را نشان می دهد. یکی از زنجیرههای QSR منطقهای، سه ماه تلاش کرد تا دریابد که چرا عرضه کیوسکهای آنها به اعدادی که مکدونالد گزارش میکرد، نمیرسد. تحقیقات عمیق شد.
مک دونالد 40،000+ از این موارد را در سطح جهانی دارد و میانگین بلیط پس از نصب 15 تا 30 درصد افزایش یافته است. این در ابتدا شبیه به کرک بازاریابی به نظر می رسد. سپس روانشناسی روشن می شود.
در یک پیشخوان، فشار ظریفی وجود دارد. کسی منتظر است. ممکن است یک خط تشکیل شود. سفارشها سریع انجام میشوند، انتخابهای ایمن انجام میشوند، موارد اضافی اضافه نمیشوند، زیرا گفتن «در واقع، یک پای هم بیندازید» احساس ناخوشایندی دارد در حالی که کسی خیره میشود.
کیوسک همه اینها را حذف می کند. مرور اتفاق می افتد. موارد جدید در نظر گرفته می شوند. "آیا می خواهید ترکیبی اضافه کنید؟" بدون اینکه کسی احساس کند مورد قضاوت قرار می گیرد، یک بله می گیرد. معلوم شد که مردم واقعاً میخواهند بیشتر خرج کنند{4}}فقط نیاز داشتند فشار اجتماعی برداشته شود.
چیزی که آن زنجیره منطقه ای اشتباه کرد، جانمایی بود. کیوسک ها کنار پیشخوان رفتند، بنابراین مشتریان همچنان احساس می کردند که تماشا می شوند. مک دونالد آنها را در یک منطقه جداگانه قرار می دهد. این بی اهمیت به نظر می رسد. این نیست. طراحی فضای فیزیکی به اندازه نرم افزار اهمیت دارد. مهندسی منو نیز{6}}منوی پیشخوان را نمی توان به سادگی دیجیتالی کرد. درخواستهای فروش، سفارش کالا، انتخابهای پیشفرض، همه آنها نیاز به بازنگری دارند. اکثر زنجیرهها نمیخواهند آن را بشنوند.
این تفکر معمول را تغییر می دهد. بهترین سناریوهای کیوسک فقط جایی نیستند که کیوسک ها می توانند کار کنند. آنها جایی هستند که تعامل انسانی در واقع مانع می شود.

پول واقعی هم تلف می شود
تسویهحساب سوپرمارکت تا زمان استفاده واقعی عالی به نظر میرسد. چند مورد، هیچ چیز غیرعادی نیست؟ عالی، سریعتر از خط صندوق. اما محصولی که نیاز به وزن کردن دارد، الکلی که نیاز به تأیید هویت دارد، یک اسکن خراب است-اکنون کسی ایستاده است و به هر حال برای یک خدمتکار دست تکان می دهد. و یک حقیقت ناراحت کننده وجود دارد که هیچ کس نمی خواهد اعتراف کند: صندوقداران در اسکن حرفه ای هستند. آنها سریع هستند. آنها می دانند که بارکدها کجا هستند. مشتریان دائمی آماتور هستند. برای یک سبد 30 کالایی، انسان احتمالا سریعتر است.

پرداخت خود-به عنوان یک مکمل عمل می کند. لحظه ای که جایگزین شود، مشکلات چند برابر می شود.
هنگامی که تسویهحساب خود{0}}خدمات (SCO) در ابتدا در ایالات متحده در سال 1992 معرفی شد، با شک و تردید قابل توجهی همراه با نگرانیهای گسترده مبنی بر اینکه زیانهای قابل توجهی در پی خواهد داشت، مواجه شد. اگرچه یافتههای تحقیقاتی در رابطه با تأثیر آنها بر کاهش، بهویژه سرقت مشتری، متفاوت است، فناوریهای پرداخت مصرفکننده{3}}به یک ویژگی رایجتر در چشمانداز خردهفروشی تبدیل شدهاند. نقل قول-https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/1748895816643353
کیوسک های بانکی برای هر چیزی فراتر از چک کردن موجودی ها و چاپ صورت حساب ها به دیواری برخورد می کنند که عقلانی نیست اما بسیار واقعی است: وقتی پول درگیر باشد، مردم انسان می خواهند. آنها می خواهند کسی تأیید کند که انتقال انجام شده است. آنها می خواهند ببینند که وقتی مقادیر زیادی در حال حرکت است، شخصی سر تکان می دهد. ماشین ها کاملاً توانمند هستند. اعتماد مشتری وجود ندارد.
بازگشت به آنچه کار می کند

ثبت بیمارستان مانند خطوط طولانی، تراکنشهای ساده در فرودگاهها-کار میکند. هنگامی که کیوسک های ثبت نام وجود دارد، افزودن توابع پرداخت تقریباً هیچ هزینه ای ندارد. برای چاپ نتایج آزمایش، بررسی وضعیت صف و عملکردهای مشابه نیز همینطور است. یک وسیله تبدیل به چاقوی ارتش سوئیسی می شود.
هتل ها؟ بیشتر برای بررسیهای دیرهنگام- زمانی که کارکنان نازک هستند مفید است. حریم خصوصی نیز عاملی است-بعضی از مهمانان نمیخواهند نرخ اتاق خود را به کسی که پشت سرشان است اعلام کنند.
مدیریت بازدیدکنندگان شرکتی دست کم گرفته می شود. ثبت نام، شرکت، شناسه اسکن، عکس گرفتن، چاپ نشان، اطلاع دادن به میزبان. همه استاندارد، همه به لوازم جانبی نیاز دارند. و کار پذیرش را از "انسان ورود داده" به "در واقع احوالپرسی و کمک به مردم" ارتقا می دهد.
خدمات دولتی
در اینجا یک مشکل ساختاری وجود دارد: سالن های خدمات در زمانی که شهروندان سر کار هستند باز هستند. تعطیلات آخر هفته. استراحت ناهار اتفاق می افتد. گرفتن شماره ها در ساعت 4 بعد از ظهر متوقف می شود. کیوسک ها آن را کاملا می شکنند. آنها را در مراکز اجتماعی، شعب بانک ها، مراکز خرید قرار دهید. ناگهان "در راه خانه انجامش بده" ممکن می شود.
و چیزی وجود دارد که به ندرت به آن اشاره می شود: پنجره های دولتی به خروجی های احساسی تبدیل می شوند. مردم ناامید ظاهر می شوند، در مورد الزامات بحث می کنند، آن را به کارمندان می برند. فرسودگی شغلی واقعی است. کیوسک ها وظایف استاندارد شده را جذب می کنند. پنجره های انسانی پیچیدگی واقعی را کنترل می کنند. همه شادتر هستند.
برنامه های آشکارا اشتباه
هر چیزی که به هوش هیجانی نیاز دارد-مشاوره، ارائه اخبار بد، خدمات تشییع جنازه{1}}بدیهی است که خارج است. این نباید نیاز به توضیح داشته باشد، اما پیشنهادات برای "کیوسک های کمک غم" در واقع از میزها عبور کرده است، بنابراین ظاهراً چنین است.
تصمیمات بسیار شخصیشده-برنامهریزی بیمه، مشاوره سرمایهگذاری، مشاوره حقوقی-را نمیتوان به درختهای تصمیم تقلیل داد. تمام نکته این است که قضاوت انسان با موقعیت های منحصر به فرد سازگار شود.
پر کردن فرم پیچیده شکنجه روی صفحه لمسی-است. راندمان تایپ به یک سوم صفحه کلید فیزیکی کاهش می یابد. اجبار کاربران برای وارد کردن پاراگراف های متن در کیوسک، طراحی خصمانه است.
جستجوی اطلاعات خالص-«مرکز خرید در چه ساعتی بسته میشود؟»-در حال حاضر حل شده است. مردم آن را به صورت آنلاین جستجو می کنند. هیچ کس به سمت کیوسک نمی رود تا بپرسد.
ارزیابی سناریوهای جدید
هیچ فرمولی برای این وجود ندارد. بیشتر به این موضوع می پردازد که آیا یک موقعیت دارای DNA مشابهی با موارد موفق است یا خیر.
اولین چیزی که باید مشخص شود: آیا افراد قبلاً باید در جایی حضور داشته باشند؟ اگر بتوان از روی نیمکت این کار را انجام داد، نبرد از قبل شکست خورده است. گوشی ها و لپ تاپ ها برنده می شوند. سخت افزار برای افرادی که نیازی به حضور ندارند نصب می شود و هیچ کس از آن استفاده نمی کند.
سپس سوال انعطاف پذیری. "بستگی دارد" یا "بعضی اوقات استثناهایی ایجاد می شود"-به این معنی است که انسان در جایی در جریان می ماند. شاید 80٪ توسط کیوسک اداره می شود، اما این 20٪ همه را ناامید می کند. کارکنان و کاربران هر دو.

و این مدام مطرح می شود: کیوسک چه کاری انجام می دهد که باید کیوسک باشد؟ "نمایش اطلاعات در صفحه بزرگتر" کافی نیست. چاپگر، اسکنر، کارت خوان، چیزی که یک جسم فیزیکی-چیزی را که تلفن به معنای واقعی کلمه قادر به انجام آن نیست. این چیزی است که سخت افزار را توجیه می کند.
هر سه عنصر هماهنگ هستند، پروژه ها معمولاً کار می کنند. یکی نامطمئن است، بیشتر فکر کنید. دو مورد گم شده است، این سوال پیش می آید که چرا کیوسک ها حتی در گفتگو هستند.
به هر حال خود کیوسک هرگز جوابگو نیست. این یکی از اجرای احتمالی یک پاسخ است. پاسخ واقعی این است که بفهمیم چه مشکلی، برای چه کسی، تحت چه محدودیت هایی حل می شود. آن را درست دریافت کنید و سؤال سخت افزاری تقریباً خودش جواب می دهد.